اینجور وقتها زمان سختی را میگذرانم. یک دوراهی سخت بین کار درست و کاری که بیشتر مردم انجام میدهند. یا بهتر است بگویم بین کاری که از ته قلبم بهش باور دارم و همرنگ جماعت شدن. حقیقتا با اینکه ارادهی خیلی قوی دارم، این جماعت گاهی از پا درم میآورند.
برچسب:
نویسنده: اشکان باقری
برچسب:
نویسنده: اشکان باقری
برچسب:
نویسنده: اشکان باقری
برچسب:
نویسنده: اشکان باقری
میگوید: [حالا بهم قول بده. حتی اگر چند بار در روز احساس تنهایی کردی، خودت رو دور نندازی.]
با وجود این کلمات، باز هم از من میپرسید چرا بیتیاس را دوست دارم؟
برچسب:
نویسنده: اشکان باقری
من حتی دیگه خودم هم نیستم.
تو کی هستی؟
تو کی هستی؟
برچسب:
نویسنده: اشکان باقری
برچسب:
نویسنده: اشکان باقری
" You is kind, you is smart, you is important "
دیالوگی که خدمتکارِ سیاهپوستِ فیلم the help به دختر کوچولوی تنهایی که مادرش هیچ اهمیتی به وی نمیدهد میگوید. حالا من چه کار میکنم؟ مرزهای سلفلاو را یکتنه جا به جا کرده، تو خونه راه میروم و خطاب به خودم این دیالوگ را تکرار میکنم.
برچسب:
نویسنده: اشکان باقری
برچسب:
نویسنده: اشکان باقری